تبليغاتX
دید و بازدید
این مطلب را از کتاب گریز از آزادی نوشته اریک فروم خواندم . امیدوارم با خواندنش به درک بهتری از عشق برسید و هر احساسی را به اشتباه عشق نخوانید.

عشق خاصیتی است موجود در شخص و فقط به وسیله چیزی که موضوع محبت است از قوه به فعل می رسد. عشق با تمام قوا می خواهد موجودیت آنچه را که بدان متوجه شده به اثبات برساند. عشق جنبه انفعالی یا تاثری ندارد ، بلکه تلاشی است فعال برای رسیدن به یک ارتباط درونی که هدف آن شادمانی و رشد و آزادی چیزی است که بدان عشق ورزیده می شود. عشق اصلا عبارت از یک آمادگی است که میتواند متوجه هر کس یا هر چیز حتی خود شخص گردد. عشق منحصر به یک چیز یا کس دچار تناقضی ذاتی است. نکته مهم آن است که، در عشق ورزیدن به کسی خاص، فقط محبتی که بالقوه در سرای دل آرمیده بوده در شخصی واحد تمرکز می یابد و فعلیت پیدا می کند. به خلاف پندار رمانتیکها، حقیقت این نیست که تنها یک تن در عالم وجود دارد که می توان دوست داشت و شانس بزرگ زندگی در پیدا کردن آن یک نفر خلاصه می شود و عشق به او سبب می گردد که آدمی از همه کس پای پس کشد. عشقی که نمی تواند جز به یک نفر متوجه شود خودش دلیل آن است که عشق نیست، بلکه یک بستگی ناشی از سادیسم و مازوخیسم است. در محبت، صفات و کیفیات بشری در قالب معشوق پیکر می یابد و به این سبب جنبه اثباتی که در بن عشق نهفته به سوی او روان می شود. عشق به یک نفر دلیل عشق به آدمی است، و به خلاف پندار غالب، عشق به آدمی تصور انتزاعی نیست که به دنبال دل سپردن به کسی خاص به وجود آید و تجربه ای را که با یک موضوع پدیدار شده تعمیم دهد. گرچه از لحاظ تکوین، عشق به بشر به طور اعم حاصل برخورد با افراد خاص است، اما پس از این مرحله، بنیان عشق به معشوق را عشق به بشر تشکیل می دهد.

پس اصل آن است که محبت من، دیگران و خود مرا به یک اندازه دربر می گیرد. اگر می توانم در زندگی و شادمانی و رشد و آزادی خود به دیده اثبات بنگرم دلیلش این است که در من یک توانایی و آمادگی اساسی برای این امر وجود دارد.

 

+ نوشته شده توسط مرضیه قزوینی در یکشنبه پنجم مهر 1388 و ساعت 13:27 |

سلام

از آنجایی که این روزها روزهای مقدسیه و خیلیهامون

دوست داریم که لااقل توی این روزها کارهای بهتری

انجام بدیم تصمیم گرفتم یک مطلب زیبا که امروز خواندم

را براتون بنویسم تا انهایی که دارند در این جهان مجازی

اوقاتشان را میگذرانند چند تا نکته خوب به داشته

هاشون افزوده بشود.

مطلبی که در زیر می خوانید قسمتی از وصیت نامه

لویی پاستور است. امیدوارم ازش بهره کافی ببرید.

 

(در هر حرفه ای که هستید نه اجازه دهید که به

بدبینیهای بی حاصل آلوده شوید و نه بگذارید که بعضی

لحظات تاسف بار که برای هر ملتی پیش می آید شما را

به یاس و ناامیدی بکشاند. در آرامش حاکم بر آزمایشگاه

ها و کتابخانه هایتان زندگی کنید و نخست از خود

بپرسید برای یادگیری و خودآموزی چه کردم؟ سپس

بپرسید من برای کشورم چه کردم و این پرسش را

آنقدر ادامه دهید تا به این احساس هیجان انگیز برسید

که شاید سهم کوچکی در اعتلای بشریت داشته

باشید.

چه زندگی به تلاش های ما پاداش بدهد و چه ندهد

هنگامی که به پایان تلاش هایمان نزدیک می شویم هر

کدام باید جرات گفتن آن را داشته باشیم که:

من هر آنچه که در توان داشته ام انجام داده ام.                                    

+ نوشته شده توسط مرضیه قزوینی در دوشنبه شانزدهم دی 1387 و ساعت 2:21 |

با سلام

الان بر خلاف هميشه قلبم پر از نفرت است. در روزهاي

اخير شنيدن اتفاقات هولناكي كه در غزه افتاده چيزي نيست كه

بشه از ياد ببري. اما شايد اين حقيقت باشه كه از بدترين

اتفاقاهاي اطرافمون هم مي توانيم درس بگيريم.

جاي تاسف كه اين همه كشور مسلمان باشند و فلسطين

همچين وضعيتي داشته باشد. جاي تعجب ندارده اگر اتحاديه

اروپايي وجود دارد كه واحد پولشان را هم يكي كرده اند و ما

(يعني كشورهاي جهان سوم ) هنوز اندر خم يك كوچه تنگ و

تاريك اسير شده ايم.

نميدانم بايد چي گفت و چطور قضاوت كرد اما خواستم بگم شايد

آن جامعه شناسان بيچاره اي كه خيلي روي انسجام و پيوستگي

تاكيد داشتند بي دليلم نبوده.

آخرش يك درس عالي كه يادگيرش براي ما هزينه اي ندارد و آن

اينكه كنار هم و براي هم ايستادگي كنيم. از هم گذشتن

آسان است ولي بياييد به خاطر خودمان ياد بگيريم كه سخت و با

وجدان زندگي كنيم.

نكته درسي امروز همان حرفي كه ماركوزه و  زيمل زده اند و آن

اينكه تضاد اجتماعي كاركردهاي زيادي دارد كه امروز اسرائيل و

امريكا از آن استفاده كرده اند.

+ نوشته شده توسط مرضیه قزوینی در چهارشنبه یازدهم دی 1387 و ساعت 1:41 |
   

  

 

در اين دوره اي كه هيچ مطلبي ننوشتم خيلي مسائل را دوست

داشتم عنوان كنم. اما مجالي پيش نيامد تا امشب. حقيقتا

ديشب داشتم فوتبال بين آلمان و لهستان را نگاه ميكردم و لذت

ميبردم. بين دو نيمه زدم كانال يك. زيرنويس رد شد كه استاد

نادر ابراهيمي فوت كرده و فردا از خانه هنرمندان پيكر پاك و

ارامشان تشييع ميشود. ميتوانيد تصور كنيد كه چقدر ناراحت

شدم و اصلا تلويزيون را خاموش كردم. ياد عكس روي

كتابهايشان افتادم . آن روز توي دانشكده كه يك نمايشگاه كتاب

گذاشته بودند. دلم گرفت. خيلي زياد. ميدانيد آدم ها همه شان

 (به جز عده اي معدود ) براي من حكم ستاره ها را دارند حتي

اگر نبينمشان ميخوام مطمئن باشم سرجايشان هستند. و حالا

امروز يكي از زيباترين ستاره هاي خدا جايش توي آسمان خاليه.

و من به آسماني فكر ميكنم كه روزگاري ستارهاي بي نظيري

داشته و حالا از همه آن ستاره ها فقط يك ياد مانده. يك ياد

سبز و پرطراوت. امشب به ياد نادر ابراهيمي نازنين چشمام

را ميبندم و دعا ميكنم كه در جايي بهتر و سبزتر روح پاكشان آرام

بگيرد و يادشان تا هميشه جاري و پرفروغ باشد.

و در آخر براي خودم و براي همه دعا ميكنم كه در لحظه پايان

سرشار از آغاز باشيم و مطمئن و راضي، تا كوله بار ياد ما تا

هميشه براي بازماندگان جاي پايي باشد براي گام نهادن. مانند

آنكه ديشب آرام از ميان ما پر كشيد.

 

اگر ساعت آسمان دور باطل نميزد

اگر كوه ها كر نبودند

اگر آب ها تر نبودند

اگر باد ميايستاد

اگر حرفهاي دلم بي اگر بود

اگر فرصت چشم من بيشتر بود

اگر ميتوانستم از خاك

يك دسته لبخند پرپر بچينم

تو را ميتوانستم اي دور

از دور

يك بار ديگر ببينم

قيصر امين پور

+ نوشته شده توسط مرضیه قزوینی در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 و ساعت 1:46 |
  

                           

نمیدانم آخرین مطلبی که نوشتم کی بود؟ به هر حال

خیلی فرق نمی کنه دوست داشتم موضوعی را مطرح کنم که

قابل تامل است . جمعه رفته بودیم سینما. فیلم به همین

سادگی ساخته رضا میرکریمی . فیلمی که جایزه بهترین

فیلمنامه و فیلم سال شناخته شده بود. جالب بود کل آدم هایی

که برای تماشای این فیلم آمدند شاید سی نفر هم نمی شدند

تازه تقریبا بیش از بیست نفر هم ناراحت رفتند بیرون و کلی بدو

بیراه گفتند. این در حالی هست که فیلم به نظر من بسیار

عالی بود. سالن دیگه این سینما که سینما ساویز کرج هم

هست فیلم مجنون لیلی را نشان میداد و اینقدر شلوغ بود که

می خواستند که سانس اضافی هم بگذارند . راستی چه اتفاقی

داره می افته؟ می ترسم نکنه عدم استقبال مردم باعث

دلسردی آدم هایی بشه که دارن کار حسابی در هر زمینه ای

می کنند هر زمینه ای . فیلم اگرچه ظاهرا ساده است اما خیلی

بامعنا و مفهوم است و خیلی حرف برای گفتن داره. فیلم خیلی

شبیه داستان چراغ ها را من خاموش می کنم زویا پیرزاد است

البته نوع روایت هر دو نه عینا داستان . البته یک جایی از فیلم

که طاهره چراغ ها را خاموش و روشن می کنه شاید اشاره ای

هم از این داستان باشه و شاید هم نه؟ در هر حال هم کتابهای

خانم پیرزاد خیلی قابل تحسین است و هم کارهای آقای

میرکریمی. امیدوارم هردوشان سالهای سال خوب بسازند و

بنویسند. و از همه کسانی که این مطلب را می خوانند میخوام

توجه داشته باشند که خیلی از کارهای کوچک ما که ظاهر ا

خیلی هم خصوصی است میتوانه نتیجه های متفاوت مثبت یا

منفی در سطحی کلان داشته باشه . پس چه بهتر که همیشه

در جهت مثبت قدم برداریم.

 

+ نوشته شده توسط مرضیه قزوینی در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 و ساعت 2:46 |

تعريفي از مواد مخدر و اعتياد

 

               

مواد مخدر به عنوان ماده اي كه به ميزان زياد بر ذهن اثر مي

گذارد مورد قبول دانشمندان علوم اجتماعي است . اعتياد يك

حالت غيرعادي است كه علامت آن مختل شدن آزادي است .

مواد مخدر به ترتيب خطرناكي عبارتند از:

1ـ آمفتامينها كه به صورت قرص بوده و روي مركز اعصاب تاثير

ميگذارد.

2ـ تركيبات هذيان آور مثل ال. اس.دي كه به حواس انساني

صدمات شديد وارد ميكنند

.3ـ حشيش و ماري جوآنا كه بر ادراك فرد اثر گذاشته و ايجاد

توهم ميكند.

4ـ هروئين

5- مرفين

6ـ ترياك كه فعاليت مراكز عصبي را كند ميكند.

 

ضرورت بررسي

نگاهي به آمار ارائه شده ضرورت بررسي را ايجاب ميكند. به

گفته دبير كل ستاد مبارزه با مواد مخدر سالانه بيش از 5 ميليارد

دلار پول كشور بر اثر اعتياد هدر ميرود، ميانگين سن معتادين در

تهران 22 سال ، جمعيت معتاد در ايران هر 10 سال دو برابر مي

شود، سالانه حدود 200 نفر از اعضاي نيروي انتظامي در جريان

مواد به قتل ميرسند، مصرف داخلي مواد حدود 13% مواد توليد

شده در جهان و 10% مواد توقيف شده و حدود 36% از خاك

ايران صادر ميشود (آمار سال 1381) در 2 سال گذشته مصرف

هروئين 2 برابر شده، عوارض نماياني اعتياد در گذشته 10 تا 15

سال طول ميكشيد در حاليكه امروزه موادي مثل كراك با يك بار

مصرف فرد را معتاد كرده و به كمتر از 1 سال زمينگير ميكند.(آمار

سال 1386)

 

سابقه تاريخي مصرف مواد در ايران

ورود ترياك به ايران را برخي يادگار حمله اعراب و عده اي به

دوران نادرشاه و بعضي به حمله چنگيز نسبت مي دهند. آنچه

مسلم است اينكه استعمال تفريحي مواد در دوره غزنوي وجود

داشته و در تاريخ بيهقي آمده است . شيوع كامل مواد در دوران

صفوي است به طوري كه تاورنيه و شاردن در سفرنامه هاي

خود به عادت مذموم ايرانيان درباره مصرف ترياك به صورت حب و

وجود كوكنارخانه در تمامي شهر اشاره شده است و به طوري

كه برخي اذعان دارند يكي از دلايل شكست ايران در دوران شاه

سلطان حسين در حمله افاغنه وجود انبوه معتادين در بين مردم

بوده كه ياراي شركت در جنگ را نداشته اند. رواج كامل اعتياد در

ايران به دوران ناصرالدين شاه بازميگردد.

 

عوامل موثر بر گرايش به سوي اعتياد

در يك رويكرد سيستمي ميتوان اعتياد را در 3 سطح كلان

،مياني، خرد مورد بررسي قرار داد.

 

سطح كلان

1ـ عدم تطابق تكامل فني با رشد معنوي انسان : انسان كنوني

دچار نوعي خلا معنوي است به عبارت ديگر بناي سست سنت

ها فرو ريخته ولي هنوز بشر آن توان را نيافته كه ارزشي جديد و

پاسخگوي نيازها بنا كند. اين نابساماني بر فشار رواني انسان

افزوده و باعث پناه بردن به رويا و نهايتا استعمال مواد ميشود.

2ـ موقعيت جغرافيايي ايران: ايران در منطقه هلال طلايي يعني

بين افغانستان و پاكستان كه توليد كننده و تركيه كه مبادله كننده

است واقع شده و وجود مرز طولاني 1925 كيلومتري با

افغانستان و پاكستان كنترل آن را سخت نموده است.

3ـ استعمارگران: در دوره ناصرالدين شاه كمپاني هند شرقي كه

توليد كننده و عرضه كننده مواد مخدر بود به مردم ترياك را به

قيمت بسيار ارزان فروخته و سوخته آن را از مردم به قيمت گران

ميخريد و بدين ترتيب موجبات معتاد شدن افراد زيادي گرديد

4ـ همكاري نكردن كشورهاي همسايه : به عنوان مثال بعد از

قانون منع كشت خشخاش در ايران كشورهاي مجاور حمايتي

انجام نداده و اين قانون خسارات زيادي به بار آورد از آن جمله

واردات قاچاق مواد و خروج ارز به مقدار زياد.

5ـ بيكاري: فوايد اشتغال ايجاد مهارت و ارزشمندي در فرد و

كنترل نامرئي از سوي مديريت كار و پر كردن اوقات فرد و ايجاد

آرامش است كه در صورت بيكاري فرصت و زمينه آشنايي با

منحرفان ايجاد ميشود.

6- فقر و شكاف طبقاتي: پيامدهاي فقر محروميت، عدم رشد

متعادل ، جهل و عدم رعايت بهداشت و فراهم نبودن امكان

تحصيل است به طوري كه درصد بالايي از معتادان داراي

تحصيلات ضعيف و متوسط هستند.

7ـ وجود شبكه هاي قدرتمند قاچاق: كه سالانه 15 ميليارد دلار

ارزش افزوده نصيب آنها ميشود كه سود آن از تجارت نفت هم

بالاتر است.

 

سطح مياني

1ـ نگرش مثبت به اثرات مواد: كه ريشه در تاريخ ايران دارد كه به

طور مثال فلسفي اشاره ميكند كه در دوران صفوي مردم اعتقاد

داشتند كه مصرف مواد در هنگام جنگ شجاعت را افزايش

ميدهد.

2ـ خانواده : عموما ساختار خانوادگي معتادان پر تنش ميباشد.

هاك پل بهترين الگوي تربيتي را شيوه اقتدارگرايي و دموكراتيك

ميداند كه در آن افراد ضمن روابط نزديك نظارتي سازنده بر هم

دارند.

3ـ شكاف نسل: امروزه به دليل بمباران اطلاعاتي و عدم توانايي

والدين در سازگاري با شرايط ،بين فرزندان و والدين فاصله ايجاد

شده و فرد براي پر كردن فاصله ممكن است به رفتار انحرافي

رو آورد.

4ـ محله جرم زا

5ـ نحوه گذران اوقات فراغت

6ـ گروه همسالان: كه فرد ضمن نزديكي به اعضاي گروه

استقلال فكري اندكي داشته و تاثير پذيري اش زياد است.

7ـ زندان: كه خرده فرهنگ خاص خود را آموزش داده و به دليل

انگ زدن به فرد و مخدوش كردن خودپنداري فرد و كسب شيوه

هاي جديد جرم مورد انتقاد است.

 

سطح خرد

1ـ اعتقادات اخلاقي و باور ديني ضعيف

2ـ ابراز وجود منفي

3ـ بحران هويت

4ـ افسردگان

 

فهرست منابع

پايان نامه كارشناسي ارشد

عليرضا دقيقي، بررسي عوامل محيطي سوق دهنده اشخاص به

سوي اعتياد،1354.

يزدان وطن پرست، بررسي عملكرد تربيتي والدين نسبت به

فرزندان معتاد و غير معتاد،1384.

كتابها

فروهر تشويقي، عطش براي آزادي،1381.

محمد عبداللهي و جعفر سخاوت ، اعتياد و قاچاق مواد مخدر،

مقالات اولين همايش ملي آسيب هاي اجتماعي در ايران ،

خرداد 1381،جلد دوم.

جعفر سخاوت ، عوامل ساختاري و مباني پيشگيري از اعتياد،

 همان منبع.

سيد حسن اسعدي، اعتياد و قاچاق مواد مخدر، همان منبع.

علي موسي نژاد، نگاهي به عوامل موثر بر گرايش نسل جوان به

 مواد اعتياد آور، همان منبع.

مجله و روزنامه

فريبرز رئيس دانا، مقاله بازار مواد مخدر در ايران ،مجله جامعه

شناسي ايران ، دوره چهارم ، شماره2، تابستان 1381.

    

+ نوشته شده توسط مرضیه قزوینی در یکشنبه پنجم اسفند 1386 و ساعت 3:20 |

ديوار نوشته ها

و

بازنمابی از واقعيت هاي اجتماعي

 

چكيده

مقاله به صورتي فشرده به مباحث گوناگوني چون تاريخچه ديوار

نوشته، بررسي پيشينه تحقيق ، انواع ديوار نوشته ، تحليل ثبت

 تجربه با دوربين ، نتيجه گيري ميپردازد.

ديوار نوشته ها يا گرافيتو (graffitto) كه در اماكن مختلف وجود

 دارد از جمله پديده هايي اجتماعي است كه ميتواند مورد

 بررسي هاي مختلف قرار گيرد و ابعاد آن تبيين شود چرا كه

 ديوار نوشته ها بيان دل مشغولي ها و انديشه مردم هر جامعه

 است كه تمايل به ابراز و اظهار خود دارند و با تحليل اين موارد

 مي توان به دغدغه هاي اصلي و شرايط حاكم بر جامعه دست

 يافت.

واژگان كليدي: گرافيتي، دگر انديشي اظهاري، كاركرد رسانه اي،

 انتقال پيام، تحليل تجربه با دوربين.

 

مقدمه

دديوار نوشت ها يا گرافيتو كه در اماكن مختلف وجود دارد (روي

 صندلي ها، روي ديوارها، و يا حتي درب دستشويي و يا غيره) را

 ميتوان يك مسئله تحقيقي محسوب کرد.

ديوار نوشتها از حيث مكان ، فرم و محتوي و مخاطبان اين ديوار

 نوشتها با هم تفاوت دارند. در ابعاد مورد شناخت ديوارنويسي

 دو وجه تابو بودن و ابراز فرديت چه از نوع تخليه فردي و چه از

 نوع ابراز نارضايتي از شرايط اجتماعي مورد تامل است .

گرافیتوها عموما يك رسانه هستند براي برقراري ارتباط اجتماعي

 و يك نوع ارتباط اجتماعي خاص و از سويي مقاومت در مقابل

 گفتمان هاي رسمي مي باشند.

 

تاريخچه ديوار نوشته ها

درباره گرافيتي اگر بخواهيم كمي به گذشته برگرديم و آغاز آن را

ريشه يابي كنيم به نتايج جالبي خواهيم رسيد. شروع آن به

 كنده كاري بر ديوار غارها برميگردد. اصلا واژه گرافيتي از گرافيتو

در لاتين گرفته شده است و اثر گذاري به وسيله كندن معنا

ميدهد. از آن جا كه ديوار نگاران به خلق آثار سياه و درون گرايانه

 ميپرداختند اين هنر عملي زشت و نابهنجار دانسته شد.

ديوار نويسي براي انسان شهري بيش از آن كه يك وسيله براي

 انتقال عقايد و افكار و حتي تخليه رواني باشد، يك عادت است.

 عادتي كه ميراث پدران و اجداد ماست، چه انسان از همان

 دوران غار نشيني با استفاده از خون حيوانات و شيره گياهان

 نيات و قصه ها و حكايت خود را روي ديوارهاي غار ثبت ميكرد و

با كشف آتش و آهن و اختراع كاغذ و قلم و دستگاه چاپ و

روزنامه و كتاب و راديو و تلويزيون و حتي اينترنت، اين عادت را

 هرگز واننهاد.

براي اثبات اين مدعا كافي است به علاقه و سماجت كودكان

 براي قلم به دست گرفتن و بر ديوار خانه و كوچه و خيابان طرح

 زدن دقت كنيم.

با اين همه ديوار نوشته ها در دوران تمدن مدرن و امروزي در

تمام دنيا هم چنان به عنوان يك رسانه كاركرد خود را حفظ كرده

 اند و هم چنان ديوارها بهانه و زمينه اي هستند براي طرح افكار

 و انديشه ها و احساسات آدميان.

 

بررسي پيشينه تحقيق

اولين تحقيق جدي درباره ديوار نوشته ها توسط گروهي از

دانشجويان دانشكده علوم ارتباطات اجتماعي دانشگاه تهران، در

 نيمه دوم سال 1357، به سرپرستي مهدي محسنيان راد انجام

 شد و تيم تحت سرپرستي او از اوايل آذر 1357 تا اواسط بهمن

 همين سال ديوار نوشته هاي 40 كيلومتر از خيابان هاي اصلي

تهران را بررسي كردند . نتيجه كار مطالعاتي اين گروه شگفت آور

 بود . آنها توانسته بودند مشخصات كامل 1077 ديوار نوشته را

 ثبت و استخراج و تحليل كنند. بنا بر همين تحقيق جامع و كامل

از تابستان 1357 ديوار شهرها و حتي روستاهاي ايران نقش

وسايل ارتباط جمعي سنتي را ايفا كرد و هزاران شعار با قلم مو،

 رنگ ، اسپري، ماژيك، گچ ، ذغال، مداد، خودكار و حتي خون بر

آن ها نقش بست.

حال سوال اين است كه چرا با وجود روزنامه و تلويزيون و راديو و

 وسايل ارتباط جمعي انقلابيون اقدام به چنين كاري ميكردند و از

ديوار به عنوان يك رسانه استفاده ميكردند؟ جواب را ميتوان با

استفاده از مقدمه تحقيق گروه دكتر محسنيان راد پيدا كرد.

 ‎«مردم به وسيله ارتباط جمعي مدرن براي رسيدن به قصد و

 نيت خود، دسترسي نداشتند.»

در ايران استفاده از ديوارها براي پيام دهي به صورت «پرده

 داري» ريشه كهن دارد. در اين باره دكتر محسنيان راد ميگويد

 «در تاريخ معاصر نگارش شعار بر ديوارها ”نه شعارها و جمله

 هاي تبليغاتي براي فروش كالا” در سال هايي چون 1332 و

1342 صورت گرفت ولي هيچ وقت چون سال 1357 ديوارها اين

 چنين انبوه از نوشته نبود.

 

انواع ديوار نوشته ها

در بيان سنت روشنفكري دگرانديشي به 2 نوع دگر انديشي

اظهاري و سمبليك ميتوان اشاره داشت. دگرانديشي سمبليك

 مانند انواع پوششي كه افراد براي خود انتخاب ميكنند و يا

اصطلاحا تيپ زدن افراد كه نمايانگر عقايد و طرز تفكر آن هاست

. در كنار آن در بيان دگرانديشي اظهاري از سنت ديوار نويسي

 ميتوان نام برد. ديوار نويسي را به 2 بخش ديوار نويسي از بالا و

ديوار نويسي از پايين ميتوان تقسيم كرد.

ديوار نويسي از بالا مانند تمامي نقاشي ها و نوشته هايي كه

 دولت بر ديوارهاي شهر حك ميكند مانند تصاوير و سخنان شهدا

 و يا شعارهاي مذهبي و ... و يا نوشته هاي تبليغاتي شركتها

 كه سالانه ميليون ها دلار پول بابت اين ديوار نويسي ها هزينه

ميكنند.

اما ديوار نويسي از پايين كه به صورت نيمه رسمي و توسط توده

مردم انجام ميشود را ميتوان به 2 بخش تقسيم كرد:

1ـ گرافيتي

2ـ نوشته هاي سردستي و يادگاريهاي روي ديوار

گرافيتي يا نقاشي ديواري به آن دسته از ديوار نوشته ها يا

 نقاشي هايي گفته ميشود كه با انگيزه مشخصي روي در و

ديوار شهرها و اماكن عمومي كشيده ميشود. گرافيتي مختص

سن يا طبقه فرهنگي و اقتصادي خاصي نيست.

گرافيتي براساس تفاوت دلايل وجودي و نيز امكانات ارتباطي كه

ايجاد ميكند به 2 نوع عمده تقسيم ميشود:

1ـ گرافيتي هاي نوشتاري ـ دست خط

2ـ گرافيتي هاي نمايشي ـ نقاشي ديواري

نوشتاري

گرافيتي هاي نوشتاري به سبك هاي گوناگوني تقسيم شده اند:

الف ـ تگ: امضايي به سبك خاص ، كه معمولا در اماكن عمومي

و روي انواع سطوح به شكلي سريع نقاشي ميشود.

ب ـ تروآپ: طرحي از يك نام يا چند حرف كه خط محيطي آن با

يك رنگ و داخل آن به شدت و شتاب با رنگي ديگر پر ميشود.

ج ـ اثر: كاري تمام رنگي كه طي دفعات متعدد و با برنامه ريزي

 دقيق انجام گرفته باشد.

د ـ پنل: اثري كه روي ديواره هاي بيروني قطار يا كناره اتوبانها

كشيده ميشود.

مواد كار اين هنرمندان معمولا عبارتند از قلم موهاي رنگ روغن.

گرافيتي هاي نمايشي يا نقاشي ديواري

يكي از مهم ترين و به ياد ماندني ترين رشته هاي ارزش اين هنر

 در نقاشي ديواري، انقلاب مكزيك و آثار سه بزرگ «ديگو ريورا»،

 « خوزه كلمنته اروسكو» و « ديويد آلفرو سيكوئروس» به چشم

 ميخورد.

كساني كه اثر گرافيتي از خود به جا ميگذارند براي كار خود دلايل

 متفاوتي دارند و يكي از مهم ترين اين اهداف بيان تاثيري است

كه زندگي شهري در آنان به وجود آورده است.

نويسندگان و محققيني كه به موضوع گرافيتي پرداخته اند به اين

 گفته «شري كاوان» كه ميل به اثر گذاري (ثبت نشان) در محيط

 هاي اجتماعي به دوران كهن زندگي انسان باز ميگردد تاكيد

بسيار دارند.

بي شك اين نوع برخورد را جز به عنوان يك انتظار و تلاش براي

برقراري با جامعه نميتوان دانست.

در ايران اولين كسي كه كارش در اين زمينه ثبت شده ظاهرا

 مربوط به سال 1999 است و با نام اسنس ESCNCE . قبل از آن

 نقاشي ديواري انقلابي و جنگ تحميلي هستند كه بعضي از

آنها با گرافيتي هم خواني دارند. اما اتفاقات جديد اين موضوع از

 سال 2003 شروع شد. امروزه اگر از شهرك هاي غرب تهران يا

 حتي چهارراه ولي عصر و شهرك آپادانا و اكباتان و اطراف درب

 محل خانه فرهنگ صبا رد شويم حتما ديوار نوشته هايي با

 امضاي «تنها» يا Alone به چشم ميخورد كه اين شخص تنها

 هنرمند زيرزميني گرافيتي در تهران است و اولين كارهاي خود را

 از دانشكده اش در سال 1382 شروع كرده است.

اما ديوار نويسي نيمه رسمي از نوع دوم را ميتوان از نظر پيام

رساني به دسته هاي زير تفكيك نمود:

ـ خبر

ـ اطلاعيه

ـ تفسير

ـ نوشته هاي ادبي

ـ طنز

ـ شعر

ـ شعار

ـ پيام هاي عاشقانه

ـ تهديد

در ميان كاركردهاي گوناگوني كه ديوارنويسي در دوره معاصر

 ايران داشته، اين روزها بيشتر مطالبي كه بر ديوار نوشته

 ميشوند كاركرد شعاري، شعري، پيام هاي عاشقانه، تهديد و

طنز دارند. البته اين تقسيم بندي در نقاط مختلف شهر شدت و

 ضعف دارند و بسته به منطقه ، محل و محدوده اي كه ديوار

 نوشته ها به چشم ميخورند قابل تفكيك اند.

 

تحليل ثبت تجربه با دوربين

دوربين به عنوان ابزاري ساده كه كار با آن نيازمند مهارت پيچيده

 اي نيست ميتواند در بازنمايي واقعيتهاي اجتماعي فارغ از جهت

 گيري فردي ، عينيت ها را تبيين كند.

نتيجه 30 قطعه عكسي كه با دوربين عكاسي از مناطق مختلف

 كرج گرفته شد به شرح زير است:

ديوار نوشته ها از لحاظ مكاني شامل ديوارهاي فرسوده شهر

ميباشد. يعني در گرفتن عكس از ديوار نوشت ها موردي يافت

 نشد كه نوشته ها بر روي ديوار بنايي جديد باشد و تمامي

نوشته ها بر روي ديوارهاي كهنه ساختمان هاي قديمي يا

 مناطقي فرسوده از شهر بود. البته به طور كلي مشهود بود كه

 بسياري از ديوار نوشتها توسط مامورين شهرداري پاك گرديده و

بسياري از ديوارها به طور بسيار تميزي رنگ شده و اعلان

شهرداري مبني بر پيگرد قانوني كساني كه نوشته اي بر روي

 ديوار حك كنند به چشم ميخورد . بنابراين بيشتر ديوار نوشت

هايي كه عكس گرفته شده در مناطقي بود كه دنج و خلوت بوده

 و هنوز شهرداري به اين مناطق برخورد نكرده بود.

از لحاظ شكل و فرم اين ديوار نوشتها عموما به صورت خط و با

ماژيك و اسپري ديده ميشد و بيشتر حالت نوشته هاي

سردستي و يادگاري داشت تا اينكه مخاطبان خاصي داشته

باشد و اگرچه اين نوشته ها در زمان غيبت نويسنده عكس گرفته

 شده بود اما اين طور به نظر مي آمد كه عموم نويسندگان (از

لحاظ تحليل محتوايي) بايد مردان باشند و در سنين نوجواني و

جواني(عموما نام اعضاي يك گروه و يا يك محله در كنار هم

نوشته شده بود).

از لحاظ محتوايي به چند دسته تقسيم ميشوند:

ـ نام نويسي

ـ تهديد(و يا اصطلاحا روي كم كني) و ناسزا

ـ نوشته هايي فاقد محتوايي خاص

ـ شعاري

ـ عاشقانه

نام نويسي كه شامل 45‎% عكس هاي گرفته شده ميشد

شامل نوشتن اسم فردي و يا افرادي (تماما مذكر) بر روي ديوار

 بود. اين نام نويسي شامل بيشترين قسمت عكسهاي گرفته

شده چه در مناطق پايين و چه در مناطق بالاي شهر بود. نكته

اي كه به چشم ميخورد اين كه افرادي كه نامشان در مناطق

 بالاي شهر نوشته شده بود تنها نام افراد بدون القاب خاصي بود

 مانند ميلاد، وحيد جون، اميد و ...، ولي نام هايي كه در مناطق

 پايين شهر نوشته شده بود عموما با القاب خاصي به كار رفته

 بود مانند شهرام چلله، رضا بل بل، آرش چاقال و ... .

نوشته هايي با محتواي تهديد و ناسزا (20%) بيشتر به مناطق

 پايين تعلق داشت و ناسزاهايي با خشونت بيشتر بود مانند

 خفاش، انگل كثيف و ... و در مناطق بالاتر خشونت كمتري ديده

 ميشد مانند ايوب كرده لاشي.

ديوار نوشت هايي فاقد محتواي خاص (20%) به هر دو منطقه

بالا و پايين به يك ميزان تعلق داشت مانند تپل و اروف ـ عزت آباد

 و ... .

ديوار نوشت هايي با محتواي شعاري (10%) تماما به مناطق

 بالاي شهر متعلق بود و داراي پيام هايي چون آزادي و عشق به

 وطن و ... بود.

 

نتیجه گیری

اين سوال را ميتوان پرسيد «چرا علي رغم رشد و گسترش

 نامحدود وسايل ارتباط جمعي و به ويژه اينترنت ديوار نوشته ها

 هم چنان به حيات خود ادامه ميدهند؟» ميتوان با تغييراتي در

 سخن دكتر محسنيان راد به جواب سوال خود برسيم «ديوار

نويسها به وسايل ارتباط جمعي براي بيان قصد و نيت خود ،

 دسترسي ندارند» با اين تفاوت كه اگر ديوار نوشته هاي آن

روزگار كاركرد و ماهيت سياسي داشتند، ديوار نوشته هاي

 روزگار ما بيشتر كاركرد و ماهيت شخصي و خصوصي دارند.

ديوار نوشته هاي امروزي غالبا پيام هايي بي محتوا هستند كه

 سرگرداني نويسندگان خود را ميرسانند تا پيام هاي نغز و

 شيوايي كه خواننده را به تامل وادارد.

از آن جايي كه در بيشتر مناطق شهر ديوار نوشتهايي با درج نام

هاي اشخاص بيشترين گروه ديوار نوشتها را شامل ميشود

 بررسي اين مطلب كه افراد عموما با چه انگيزه و به چه دليلي

 نام خود را بر ديوارها حك ميكنند ضروري به نظر مي آيد . آيا

نوشتن نام افراد بر روي ديوار صرفا وسيله اي براي يادگاري

نوشتن است؟ و يا اينكه اگر سخن مارسل موس را كه «همه

چيز به همه چيز ربط دارد» را وجهه نظر خود قرار دهيم چه نتيجه

 اي ميتوانيم بگيريم؟

در پايان ذكر اين نكته با اهميت به نظر ميرسد كه اگر نگارگري

 هاي نقوش صخره اي تيمره در اين مرز و بوم اهدافي چون

افزايش و زايش شكار، يا افزايش جرات و جسارت در مقابله با

جانوران درنده داشته و نمايانگر نگراني مردم از چگونگي بدست

 آوردن غذاي كافي در دوره شكار حيوانات بوده، ديوار نوشتهاي

امروز كه ديگر شكل نگارگري ندارند و در دوره و عصر ارتباطات و

 رسانه هاي جمعي حك ميشوند نمايانگر چه چيز ميتوانند

 باشند؟

 

ماخذ

ـ فرهادي ، مرتضي، گمانه ها و چون و چراهايي بر ديدگري هاي

 نقوش صخره اي تيمره، فصلنامه علوم اجتماعي شماره 9.

ـ فاضلي ، نعمت الله ، انسان شناسي فرهنگي، جزوه درسي،

 1386.

ـ صدري، احمد، سخنراني درباره سنت روشنفكري دگرانديشي

، دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي، آذر 1386.

مقالات برگرفته از اينترنت:

ـ جندقيان ، شهره، تنها هنرمند گرافيتي در تهران،

www.radiozamaaneh.com

ـ گذشته گرافيتي،hamshahrionline.ir

ـ كارن ، رشاد، گرافيتي چيست؟www.kolahstudio.com

ـ جلالي فراهاني ، احمد، ديوار نوشته ها، شوراي گسترش زبان

 فارسي،

www.persian-language.org

+ نوشته شده توسط مرضیه قزوینی در سه شنبه دوم بهمن 1386 و ساعت 3:16 |

جلسه يازدهم

با سلام

اين جلسه بسيار متفاوت بود. ورود جاسمين به كلاس و

مشاهده مناظري زيبا از ايتاليا. من 5 دقيقه سر كلاس دير آمدم و

 متوجه نشدم داستان و چرايي آمدن جاسمين را به كلاس.

وقتي اومدم استاد داشتند به زبان انگليسي صحبت ميكردند.

جاسمين تصاويري زيبا از ايتاليا داشت و فقط تصاويري زيبا. ولي

 ان روز جرقه اي كه قبلا در ذهنم توسط كلاسهاي دكتر فرهادي

 زده شده بود با ديدن عكسهاي اين دوست عزيز تبديل به شعله

 اي شد كه فكر ميكنم تا هميشه در ذهنم بمانه. چقدر كشورش

 را دوست داشته و انگار فقط زيباييهاش را ميديد. اينكه ما هم

كشورمان را دوست داريم حرفي نيست اما درباره زيباييها ديدن

 خيلي كم خيلي كم. انگار هر وقت به ما ميگند درباره ايران

بنويسيد فقط آسيبها و زشتي ها را ميبينيم. از خودم بگم كه

 موضوع تحقيقم نوشته هاي روي ديوار بود يعني يك ناهنجاري.

 زباله هاي در خيابان ،گلفروشي هاي بهشت زهرا، كودكان كار

، متكديان در خيابان و... . اما اين كشور آيا زيبايي نداره حتي به

 اندازه فلفلهاي بازار ايتاليا اين سوغات و محصول منحصر به فرد

 اين كشور. شايد با خوبيها را هم ديد فقط با ديدن زشتي ها روز

به روز نااميدتر و كم انگيزه تر مي شويم و به قول دكتر فرهادي

 عزيز الان وقت نااميدي براي ما نيست.

خداحافظ تا جلسه بعد.

+ نوشته شده توسط مرضیه قزوینی در سه شنبه بیستم آذر 1386 و ساعت 0:27 |

فصل 11

دختري در كشاكش امور

اين فصل راجع به چند دختري است كه در رفتار و اخلاق دچار انحراف شده اند و اينكه اين انحرافات در بسياري موارد، تنها امكان ستيزه را تقويت ميكرد و در نتيجه پيامد دردناكي دربرنداشت.

در ساموآ پدر و مادران دوست داشتند كه فرزاندانشان براي پاكدامن ماندن در خانه پيشواي روحاني بمانند. از طرفي عده اي از كودكان كه مايل به چنين كاري نبودند كافي بود كه از مقررات خانه ي پيشواي روحاني سرپيچي كنند و رانده شوند. اگر هم از برگشتن به خانه ي خودشان وحشت داشتند نزد بستگان خود ميرفتند بنابراين احترامي كه كليسا براي پاكدامني قايل بود امكان ستيزه را پديد مي آورد و در واقع مذهب انگيزه اي براي بروز ستيزه مي شد.

سه دختري را كه در اين كتاب به عنوان نمونه براي ستيزه جويي نامبرده با نام هاي ليتا، سونا،آنا مي باشند كه قسمتي از زندگي خود را در خانه ي پيشواي روحاني گذرانده بودند. دختراني كه در خانه پيشوا زندگي مي كردند در جهت معيني حركت نمي كردند بلكه طالب محيطي متفاوت و پيشرفته بودند و آداب و رسوم شهر خود را نيز پذيرا نبودند. پاكدامن بودند و دوستاني خارج از گروه خود داشتند. به درس علاقه شديد داشتند اما هنوز نتوانسته بودند چيز ديگري را جانشين ازدواج سنتي كنند.

دختران ساموايي آداب و رسوم را بدون چون و چرايي پي گيري ميكنند و اين نشان از ايستايي يك فرهنگ بومي بود.

در ادامه اين فصل به بحث كجروي اشاره كرده است كه در اين قسمت نيز داستان زندگي 3 دختر در 3 دهكده ساموا را بيان مي كند با نام هاي لولا (ناسازگار و بدزبان ) و مالا (دزد) و سالا (مرتكب خطاي جنسي) كه از نظر مرام مرتكب جرم شده بودند . در اين منطقه نيز همه ي تقصيرها متوجه دختر ميشد و پسران ازاد بودند. اختلاف وضع آنان بسته به اين بود كه آيا زير نظر پيشواي روحاني بودند يا نه و يا اينكه از خانواده اي بودند كه داراي مقام و مرتبه اي بود يا خانواده اي كه اعتبار چنداني نداشت. از همه مهمتر در خانواده نسبي زندگي ميكردند يا در خانواده اي متجانس.

اما آنچه در اين بحث نصيبمان شد اين بود كه دختران نشان دادند كه مهارت و شيوه ي انديشه ي ثابتي دارند و مي توانند به طور پيوسته در محيط محدود و يا تغيير پذير نيز پيشرفت كنند.

+ نوشته شده توسط مرضیه قزوینی در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 و ساعت 10:29 |

جلسه دهم

با سلام. اين جلسه به علت سردرد شديد نيامدم دانشگاه اما خواستم حتما چيزي بنويسم و ان هم درباره مقاله اي از دكتر فرهادي به نام "نان شب" مردم نگاران ايران. نميدانم كدام يكي از شما اين مطلب را خوانديد اما اگر نخوانديد توصيه ميكنم حتما بخوانيد در نمايه پژوهش شماره 14 _ 11 . خيلي زيبا است. دعا ميكنم دكتر فرهادي ساليان سال زنده و پابرجا باشند . من خيلي چيزها را مديون ايشان هستم. اگر چه تا به حال اين درس را بيش از 5 بار گرفتم با ايشان و حذف اضطراري كردم. و اين ترم چون ترم آخر بودم راه چاره اي نبود. البته تقصير خودم است چون بيش از حد در كلاس هاي ايشان اضطراب ميگرفتم البته هنوز هم كم و بيش اينطور است. اما اين ربطي به وجود ايشان نداره. اين مقاله درباره بازنشاني فرهنگ و دانش بومي ايرانيان است. ايراني را از دريچه اي ديگر ديدن. آنچه كه خودمان و ارزشها و فرهنگمان را باور كنيم و اينقدر به خودمان بد نگيم كه اگر هم لايق بد گفتن باشيم به خاطر دوري از داشته هامون است كه " هر كسي كو دور ماند از اصيل خويش   باز جويد روزگار وصل خويش. حتما بخوانيد.

خداحافظ

+ نوشته شده توسط مرضیه قزوینی در یکشنبه یازدهم آذر 1386 و ساعت 20:39 |


Powered By
BLOGFA.COM